![]() |
![]() |
|
| (((نیلو فرا نه))) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 17:29 توسط M_Tanha |
|
|
خانم ها مثل راديو هستند. هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگو يي نمي شنوند. خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند، از هر موضوعي يك فايل اطلاعاتي دارند خانم هامثل چسب دوقلو هستند، اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد خانم ها مثل موتور گازي هستند، پر سر و صدا , كم سرعت , كم طاقت خانم ها مثل رعد و برق هستند، اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون خانم ها مثل ليمو شيرين هستند، اول شيرين و بعد تلخ مي شوند خانم ها مثل موبايل هستند، هر وقت كاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند خانم ها مثل گچ هستند، اگر چند دقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت مي شوند كه هيچ شكلي نمي گيرند خانم ها مثل كنتور برق هستند، هر چند سالي يكبار سن آنها صفر مي شود خانم مثل فلزياب هستند، هرگاه از نزديكي طلافروشي رد مي شوند عكس العمل نشان مي دهند اگه تيپ بزنيم بريم سر كار، ميگن ببينم با كي قرار داري؟ اگه لباسهاي معمولي بپوشيم، ميگن تواصلا' سليقه نداري اگه زياد بگيم دوستت دارم، ميگن باز چه نقشه اي تو سرته اگه نگيم دوستت دارم، ميگن پاي كسه ديگه اي وسطه اگه زياد بهشون زنگ بزنيم، ميگن به من اعتماد نداري اگه زنگ نزنيم، ميگن انگار سرت خيلي شلوغه اگه تو خونه زياد بخنديم، ميگن ديونه شدي اگه كم بخنديم، ميگن بخت النحس اگه شام بخواهيم، ميگن فقط فكر شكمشه اگه شام نخواهيم، ميگن ذليل مرده شام با كي كوفت كردي! شما بگين ما چيکار کنيم؟ ولی باید به این مسئله فکر کرد که اگه ادم و یا حوا یکشیون نبود چی میشد ؟؟؟ حوا اگر نبود تو آدم نمی شدی تو اشرف خلایق عالم نمی شدی شر بودی و برای خدا دردسر اگر حوا نبود از سر او کم نمی شدی یک شب در انزوای زمان خاک میشدی دیگر حریف لشکر ماتم نمیشدی در جنگل مجعد و ممنوعه خدا گندم که هیچ، لایق جو هم نمیشدی باید قبول کرد که حوا اگر نبود
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 16:59 توسط M_Tanha |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 14:2 توسط M_Tanha |
|
|
دانشگاه . سال اول تا سال آخر! - سال اول پسرها با کیف سامسونت به دانشگاه می آیند ولی سال آخر با خود هیچ چیز نمی آورند! ( حتی خودشان را!)
- سال اول همیشه برای نشستن در صندلی های جلو بین دانشجویان رقابت است ولی سال آخر برای نشستن در صندلی های عقب!
- سال اول پسرها دنبال دخترها ی دانشگاه هستند ولی سال اخر دختر ها دنبال پسرها!
- در سال اول همه گمشده ی خود را فقط در داخل ورودی خود جستجو می کنند ولی سال اخر همه گم شده ی خود را همه جا جستجو می کنند به جز ورودی خود!
- سال اول اکثر دخترها به علت چندش آور بودن حتی از کنار سرویس های
بهداشتی دانشکده هم عبور نمی کنند ولی در سال اخر اکثر وقت خود را در جلوی آینه ی همان سرویس می گذرانند! - در سال اول هر پسری که ازدواج کند بقیه پسر ها او را تیز و موفق می دانند و به حال او غبطه می خورند ولی در سال اخر هر پسری که ازدواج کند همه او را احمق و بیچاره می دانند و به حال او گریه می کنند!
- در سال اول اگر دختری به پیشنهاد ازدواج پسری جواب رد بدهد بقیه دخترها او را تحسین کرده و قهرمان ملی خود تلقی می کنند ولی در سال آخر اگر پسری پیدا شود که به یک دختر پیشنهاد ازدواج بدهد بقیه دختر ها آن دختر را تحسین کرده و قهرمان ملی تلقی می کنند! - سال اول دخترها با چند جزوه و یک کیف کوچک برای مداد و خودکار به دانشگاه می آیند ولی سال آخر با یک کیف بزرگ محتوای آرایشگاه همراه!
- در سال اول اگر کسی به کار تحقیقاتی و علمی یا حتی فرهنگی بپردازد یا در انجمن ها ی دانشگاه فعالیت کند همه او را فعال و نمونه می دانند ولی در سال آخر اگر کسی این سوسول بازی ها را کند او را احمق و بیکار و علاف می دانند!
- در سال اول همه (مخصوصا دختر خانم ها) آرزوی گرفتن نمره ی بیست را از اساتید دارند ولی در سال اخر همه ی دانشجویان برای نمره ی ده حاضرند به مستخدم دانشکده هم التماس کنند!
- در سال اول همه ضمن خوشحالی از ورود به دانشگاه رویای ادامه ی تحصیل تا مقطع دکترا و چه بسا بالاتر را در سر می پرورانند ولی در سال آخر همه برای اتمام دوره شان لحظه شماری می کنند!
- سال اول همه ی دانشجویان اساتید خود را افرادی نابغه فعال و نمونه می دانند و آنها را به عنوان الگوی خود قرار می دهند ولی در سال آخر ، اساتید خود را افراد معمولی ای که یا شانس داشتند و یا پارتی می شناسند!
- سال اول دانشجویان دانشگاه را محیطی می دانند که در آن می توانند علم خود را کامل کنند و به مدارج بالای علمی برسند ولی سال آخر متوجه می شوند همان اندک علمی را که در دوران قبل از دانشگاه آموخته بودند از دست دادند وفقط یک مدرک بی ارزش بدست آوردند! |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 19:10 توسط M_Tanha |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 18:57 توسط M_Tanha |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 21:28 توسط M_Tanha |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 18:8 توسط M_Tanha |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
first name = Mahdi
last name = b birth day =1978 living = teh_karaj properties =180 ....e بعد از مرگم به گورم بیا , مبادا از گورستان خلوت وحشت کنی زیرا در آنجا قلب آرام خفته, مبادا اشک بریزی زیرا چشمان من همراه با تو اشک خواهد ریخت هرگاه شمعی را در حال سوختن دیدی مرا به یاد آور هرگاه ترانه غم انگیزی شنیدی آنرا به یاد من زمزمه کن زیرا من هر کجا که باشم به یاد تو خواهم بود |
| آرشیو موضوعی |
|
کامپیوتــر قیلترشکن عشقولا نه مشق شب اخبار دانستنیها فایل تصو یری فایل صو تی شعر |
|
RSS
| >