![]() |
![]() |
|
| (((نیلو فرا نه))) |
|
عشق واقعی... زن و شوهر جوانی بر موتور سیکلت در دل شب می راندند آنها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند زن جوان: یواش تر برو من می ترسم مرد جوان:نه اینجوری خیلی بهتره!!!! زن جوان:خواهش میکنم، من خبلی می ترسم مردجوان: خوب اول باید بگی دوسم داری!! زن جوان:دوستت دارم، حالا می شه یواشتتر برونی مرد جوان:مرا محکم بگیر زن جوان: خوب حالا میشه یواشتر برونی؟؟؟؟ مرد جوان: باشه، به شرط این که کلاه کاسکت منو برداری و روی سرت بذاری،آخه نمی تونم راحت برونم اذیتم می کنه...!!!! روز بعد روزنامه ها نوشتند ......!! برخورد یک موتور سیکلت با ساختمانی حادثه آفرید.... در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند ودیگری در گذشت مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را برسر او گذاشت وخواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود وخودش رفت تا او زنده بماند!!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 16:9 توسط M_Tanha |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
first name = Mahdi
last name = b birth day =1978 living = teh_karaj properties =180 ....e بعد از مرگم به گورم بیا , مبادا از گورستان خلوت وحشت کنی زیرا در آنجا قلب آرام خفته, مبادا اشک بریزی زیرا چشمان من همراه با تو اشک خواهد ریخت هرگاه شمعی را در حال سوختن دیدی مرا به یاد آور هرگاه ترانه غم انگیزی شنیدی آنرا به یاد من زمزمه کن زیرا من هر کجا که باشم به یاد تو خواهم بود |
| آرشیو موضوعی |
|
کامپیوتــر قیلترشکن عشقولا نه مشق شب اخبار دانستنیها فایل تصو یری فایل صو تی شعر |
|
RSS
| >