![]() |
![]() |
|
| (((نیلو فرا نه))) |
|
چه كنم گر نكنم شكوه ز دست دل خود با كه گويم تو بگو راز دل و مشكل خود به خدا اين دل ديوانه تو را مي خواهد غمزه و عشوه گري هاي تو را مي خواهم پس بيا و غم هجران مرا پايان ده بر من بي سر و سامان تو بيا سامان ده هر كجا نام و نشاني ز تو ديدم رفتم عاقبت مي روم و مي گذرد چله و ختمم پس كجايي كه بيايي برسي بر دادم بشنوي ضجه و هم شيون و هم فريادم پس عنايت كن و يك شب تو بيا در خوابم كه از اين بي خبري در تبم ودر تابم محرم خسته خود را به نگاهي بنواز تا به آن گوشه چشمت بكند رفع نياز
تقدیم به تو که بینهایت دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 19:16 توسط M_Tanha |
|
|
آرامش در زندگی بهترین چیزه پس بیا به آرامش فکر کنیم به عشق به زندگی به بهشت به زیبایی به جهنم به درک به تو چه به من چه برو اعصاب ندارم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 23:9 توسط M_Tanha |
|
تو اي جان دل من ، هستي من تواي در شام غمها مستي من تواي بنشسته با خون در وجودم تواي اميد و عشق وتارو پودم تو در چشم من اي هر جا كه هستي تورا هر جا كه هستي مي پرستم تو در هر ذره پيدايي به چشمم تو در هر قطره دريايي به چشمم شرابي شعر نابي هر چه هستي مرا از هر چه غير خود گسستي تو صبح صادقي در شام تارم تويي پايان شام انتظارم دل درد آشنا را در تو ديدم تو مي داني خدا را در تو ديدم نمي دانم كه بي تو چيستم من اگر روزي نباشي نيستم من چه مي پرسي ، چرا مست و خرابم من از شور محبت در عذابم در اين سينه دلي ديوانه دارم چه گويم كه دشمني در خانه دارم محبت مي كشد سوي جنونش حسادت مي كند درياي خونش به خود هر لحظه مي لرزد مبادا جدا سازد زمن روزي دلش را مبادا رهزنش گردد نگاهي مبادا منتظر ماند به راهي مبادا لب نهد بر جام ديگر نشيند بر لبانش نام ديگر مبادا نغمه گرم وفا را به گوش ديگري خواند خدارا من از اين گفته ها مي لرزم و باز به او گويم كه اي با سينه دم ساز به جز من آرزويي در دلش نيست به جز نقش محبت در دلش نيست به دلها گر وفا همچون سراب است دل او در محبت يك كتاب است نگاهش با نگاهي آشنا نيست به محراب دلش غير از صفا نيست مرا با خود ببر تا آسمانها مرا با خود ببر تا بيكرانها اگر دست قلم اينگونه باز است لب شيرين او افسانه ساز است شراب شعر ريزد از نگاهش سخنها خفته در چشمان نازش من و او نيست ما يك روح وجانيم به دنياي محبت جاودانيم فرو بند اي دل غمگين دهان را كه تو در خويشتن داري جهان را ولي با اين دل غافل چه سازم نمي گردد اگر عاقل چه سازم حسد با خون بود نقش وجودش همين است گر بسوزي تارو پودش اگر آسوده هم ماند كه دل نيست دل است اين نازنينم سنگ و گل نيست
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 19:27 توسط M_Tanha |
|
|
تورا چون نسيم صبا دوست دارم تورا چون حديث وفا دوست دارم چو حل گشته ام در وجود تو با خون تورا از من و ما ، جدا دوست دارم دلم را كسي ج ز تو كي مي شناسد تورا اي به در د آشنا دوست دارم چو بيمار جان بر لبم از جدايي گل بوسه را چون دوا دوست دارم بلاي وجودي مرا مبتلا كن ز هستي گذشتم ، بلا دوست دارم مگير از سرم سايه شهپرت را تورا همچو فر هما دوست دارم به شبهاي تاريك و تلخ جدايي خيال تورا چون دعا دوست دارم قسم بر دو چشمان غم ريز مستت تو را من به قدر خدا دوست دارم
برای با تو بودن دلم چه ها می کشد (لیلی تو)
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 18:34 توسط M_Tanha |
|
عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم همان يك لحظه اول كه اول ظلم مي ديدم ازاين مخلوق بي وجدان جهان را با همه زيبايي و زشتي به روي يكدگر ويرانه مي كردم عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم كه در همسايه صدها گرسنه و چند بزمي گرم عيش و نوش مي ديدم نخستين نعره مستانه را خاموش و آن دم بر لب پيمانه مي كردم عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم كه مي ديدم يكي عريان و لرزان ديگري پوشيده از صد جامه رنگين زمين و آسمان را سرنگون ، مستانه مي كردم عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم براي خاطر تنها يكي مجنون صحرا گرد بي سامان هزاران ليلي ناز آفرين را كو به كوآواره و ديوانه مي كردم عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان سراپاي وجود بي وفا معشوق را پروانه مي كردم عجب صبري خدا دارد چرا من جاي او باشم همين بهتر كه او خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي تمام زشتكاريهاي اين مخلوق را دارد وگرنه چون من جاي او بودم يكنفس كي عادلانه سازشي با جاهل و فرزانه مي كردم عجب صبري خدا دارد ...
تقديم به بهترينم از طرف لیلی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 8:19 توسط M_Tanha |
|
|
شادم كه در شرار تو مي سوزم شادم كه در خيال تو مي گريم پنداشتي كه چون زتو بگسستم ديگر مرا خيال تو در سر نيست اما چه گويمت كه جز اين آتش بر جان من شرار ديگر نيست شبها چو در كناره نخلستان كارون زرنج خود به خروش آيد فريادهاي حسرت من گويي از موجهاي خسته به گوش آيد شب لحظه اي به سايه خود بنگر تا روح بيقرار مرا بيني من با لبان سرد نسيم صبح سر مي كنم ترانه براي تو من آن ستاره ام كه درخشانم هر شب در آسمان سراي تو غم نيست گر كشيده حصاري سخت بين من و تو پيكر صحراها من آن كبوترم كه به تنهايي پر مي كشم به پهنه درياها شادم كه همچو شاخه خشكي باز در شعله هاي قهر تو مي سوزم دردل چگونه ياد تو مي ميرد ياد تو عشق نخستين است يادتو آن خزان دل انگيزيست كه او را هزار جلوه رنگين است بگذار زاهدان سيه دامن رسواي كوي و انجمنم خوانند نام مرا به ننگ بيالايند اينان كه آفريننده شيطانند اما من آن شكوفه اندوهم كز شاخه هاي ياد تو مي ميرم شبها تو را به گوشه تنهايي در ياد آشناي تو مي جويم تقديم به مهدي عزيزم كه شكوفه عشق را در قلبم روياند وريشه عشقم را به قلب خود كشاند و من جز شهد شيرينش هيچ از او نخواهم .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 15:30 توسط M_Tanha |
|
|
فرم ثبت نام سفر زيارتي سياحتي و هميشگي اخرت توجه ابتدا گذرنامه زير را تكميل نماييد :اين نمو نه پر شده ميباشد : نام : انسان نام خانوادگي :آدمي زادنام پدر :آدم نام مادر: حوالقب : اشرف مخلوقاتنزاد : خاكيصادره از : دنياساكن :كهكشان راه شيري_ منظو مه شمسي _زمينمقصد :برزخساعت حركت و پرواز :هر وقت خدا صلاح بداندمكان : بهشت اگر نشد جهنموسائل مورد نياز :1:دومتر پارچه سفيد 2:عمل نيك 3:انجام واجبات و ترك محرمات 4:امر به معروف و نهي از منكر 5:دعاي والدين و مومنين 6:نماز اول وقت 7:ولايت ائمه اطهار 8:اعمال صالح تقوي و ايمان توجه : 1:خواهشمند است جهت رفاه خود خمس وذكات راقبل از پرواز پرداخت نماييد 2:از آوردن ثروت_مقام_منزل_ماشين حتي داخل فرودگاه جدا خودداري شود 3:حتمان قبل از حركت به بستگان خود توضيح دهيد تا از اوردن دسته گلهاي سنگين و سنگ قبر گران و تجملاتي و نيز پر خرج خودداري شود 4:جهت يادگاري قبل از پرواز اموال خود را بين فرزندان و امور فقرا و مستضعفين مشخص نماييد 5:از آوردن بار اضافي از قبيل حق الناس _غيبت_تهمت_و غيره خودداري شوذ براي كسب اصلاعات بيشتر به قران و سنت پيغمبر مراجعه شود http://www.god_best_friend_.com تماس ومشاوره شبانه روزي رايگان مستقيم و بدون وقت قبلي ميباشد : سرپرست كاروان مهدي و حضرت عزرائيل و شركا سفر خوشي راآرزومنديم فرصت را از دست ندهيد اينجانب ثبت نام كردم با تشكر :مهدي |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 18:40 توسط M_Tanha |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
first name = Mahdi
last name = b birth day =1978 living = teh_karaj properties =180 ....e بعد از مرگم به گورم بیا , مبادا از گورستان خلوت وحشت کنی زیرا در آنجا قلب آرام خفته, مبادا اشک بریزی زیرا چشمان من همراه با تو اشک خواهد ریخت هرگاه شمعی را در حال سوختن دیدی مرا به یاد آور هرگاه ترانه غم انگیزی شنیدی آنرا به یاد من زمزمه کن زیرا من هر کجا که باشم به یاد تو خواهم بود |
| آرشیو موضوعی |
|
کامپیوتــر قیلترشکن عشقولا نه مشق شب اخبار دانستنیها فایل تصو یری فایل صو تی شعر |
|
RSS
| >